مرور گر شما بسیار قدیمی است و توانایی بازدید از سایت را ندارد لطفا از لینک زیر مرورگر جدید دریافت کنید
Firefox
يكشنبه,28 آبان 1396
صفحه اصلیاخبار برق تعداد بازدید کننده: 2973منبع: امواج برتر
کد خبر : 10002652 09:26:00 | 1394/5/8

طبيعت قانون خودش را دارد، اگر به قانون طبيعت بي‌اعتنايي كنيم يا آن را زير پا بگذاريم، محكمه طبيعت، محكوميتي بي چون و چرا را براي ما رقم خواهد زد، بدون حق اعتراض. چه بخواهيم، چه نخواهيم طبيعت رفتارهاي ناهنجار ما را با مجازاتي متناسب پاسخ مي‌دهد. بارها پاسخ طبيعت را به خراشيدن كوه‌ها و تراشيدن جنگل‌ها با چشم ديده‌ايم و با همه‌ي وجود لمس كرده‌ايم و باز ناباورانه از آن گذشته‌ايم. براي طبيعت تفاوتي بين دست‌كاري‌هاي ناشيانه و نپخته ما وجود ندارد و طبيعت پاسخ آن را به ما باز مي‌گرداند، فرقي نمي‌كند طبيعت، طبيعت است چه در امريكا باشد چه در آسيا. ريزگردها، خطر كربن، لايه ازون، ذرات معلق، باران‌هاي اسيدي و ساير واكنش‌هاي طبيعت، واكنش‌هاي طبيعي هستند به رفتارهاي غير‌طبيعي ما. شوربختانه در يك‌ موضوع، طبيعت عدالتي ناعادلانه را مي‌گستراند؛ كيفر گناه ما را آيندگان بيشتر از خودمان خواهند چشيد.

اتهام دنياي صنعتي آلوده‌سازي محيط‌زيست است. آري صنعت، محيط‌زيست را آلوده نموده است، گاهي براي تامين انرژي مورد نياز خود و گاه براي بازگرداندن پسماندهاي آلوده خود به دامن طبيعت. امروز در جامعه صنعتي زندگي نمي‌كنيم، جامعه اطلاعاتي جاي جامعه كشاورزي و صنعتي را گرفته است و فناوري‌هاي پيشرفته جايگزين صنايع فرسوده شده‌اند. فناوري سرعت رشد خود را به‌قدري افزايش داده است كه انسان از دل‌زدگي‌هاي مصرف چيزي را به‌ياد نمي‌آورد و ديگر هيچ ساخته‌اي انسان را دل‌زده نمي‌كند. فناوري‌ها پيش از آن كه كهنه شوند و گاهي پيش از آن كه انسان فرصت استفاده از آن‌ها را پيدا كند، جاي خود را به فناوري‌هاي ديگري مي‌دهند و اين چرخه دايم و پيوسته در حال تكرار است. بر‌خلاف گذشته كه ناآگاهانه و گاه آگاهانه و از سر اجبار محيط را آلوده مي‌ساختيم، اكنون بايد به كمك فناوري‌هاي هوشمند سازگار با محيط‌زيست به سويي حركت كنيم كه آن‌چه در گذشته باعث آلودگي بوده است را با فناوري‌هاي نوين به چيزي تبديل كنيم كه آلودگي‌ها را بزدايد. فناوري‌هاي نوين بايد بتوانند بانيان گذشته آلودگي را به پاسداران محيط‌زيست تبديل كنند.

امروز بشر آموخته است كه چگونه از طلاي كثيف و آلوده‌كننده زباله، انرژي نويد بخش برق را توليد و آن را در جهت حفاظت و حراست از محيط‌زيست به‌كار ببندد. انسان‌ها راه بازيافت با ارزش‌ترين محصولات را از پسماندها و پساب‌ها فراگرفته‌اند و هر روز شاهد تلاش تازه و ارايه روشي نو در استفاده از مازادهايي هستيم كه در گذشته در جست‌وجوي راهي براي دفع و دورساختن آن‌ها از محيط زندگي بوديم.

با همه پيشرفت‌هايي كه در حوزه فناوري رخ نموده است تا ما به آينده محيط‌زيست نگرشي اميدوارانه داشته باشيم، هنوز هم كم نيستند صنايع و فناوري‌هايي كه چون در جاي خود و به‌اندازه خود مورد استفاده قرار نمي‌گيرند آسيب‌هاي جدي را بر پيكر محيط‌زيست وارد مي‌نمايند. گاهي جهل همراه با تقصير ما و گاه كوتاهي آميخته به لجاجت ما، رخدادي را در محيط‌زيست رقم مي‌زند كه زحمتي چندين ساله را از نسل امروز و فردا براي جبران طلب مي‌كند.

تفاوتي نيست در اين لجاجت يا آن جهالت در ساخت يك آبگير بزرگ يا برپانمودن يك صنعت آلاينده يا گذر دادن جاده‌اي از دل جنگل. فرقي نيست بين مسوول يا مديري كه پاي مجوز عبور خودروها از دل دست‌نخورده يك جنگل را امضا مي‌كند با رهگذري كه قلب سبز جنگل را با آتش بي‌احتياطي خاكستر مي‌كند يا صيادي كه با فشار ماشه‌اي هيجانش را با قتل موجود زنده‌اي فرومي‌نشاند. فرقي نيست بين سازه‌اي كه غير اصولي بنا مي‌شود و سازه‌اي كه غير اصولي برچيده مي‌شود. همه اين‌ها به سهم و اندازه خود اندام زيباي طبيعت را مي‌خراشند و گيسوي شكننده‌ي محيط‌زيست را مي‌پريشند.

آن‌روزها كه جامعه صنعتي بود، تحمل طبيعت از امروز بيشتر بود. بايد باور كنيم آستانه تحمل طبيعت هم مانند انسان خسته از زندگي ماشيني، پايين آمده است. طبيعت هم مانند ما پرخاش‌گر شده است و رفتارهاي ما را تاب نمي‌آورد.

بياييد قبل از هر آموزشي در دانشكده‌‌‌ها و مدرسه‌ها، به نسل امروز و فردا اقتصاد، محيط‌زيست و اخلاق حرفه‌اي آموزش دهيم. كسي كه اخلاق را فرا بگيرد در محاسبات فني‌ و اقتصادي‌اش ضرر و زيان محيط‌زيست را بر همه محاسبات ترجيح مي‌دهد و كسي كه اقتصاد را به‌درستي و با نگرشي جامع بياموزد، مي‌داند اصل نخست محيط‌زيست است كه اگر از بين برود براي ترميم و بازسازي آن بايد بيشترين هزينه‌ها را صرف نمود و كسي كه ارزش محيط‌زيست را بشناسد و راه‌هاي حفظ و از بين بردن آن را بداند، در طراحي و اجرا و نظارت، آن را بيشتر از جان خويش پاس خواهد داشت كه انسان‌ در طبيعت جان مي‌گيرد و مرگ طبيعت مرگ جان‌ها است.

بياييد هر يك به سهم و نوبه خود بر قانون چمن پا نگذاريم!

(0)