مرور گر شما بسیار قدیمی است و توانایی بازدید از سایت را ندارد لطفا از لینک زیر مرورگر جدید دریافت کنید
Firefox
دوشنبه,19 آذر 1397
صفحه اصلیاخبار برق تعداد بازدید کننده: 369منبع: امواج برتر 87 نویسنده: غلامرضا يزداني شواكند
کد خبر : 10007461 07:45:00 | 1397/3/5

از دانش بومي مي‌توان به‌عنوان مهم‌ترين محصول توليد داخل نام برد. ما در همه‌ي اين سال‌ها به اتكاي پژوهشگران جوان و انديشمندان حوزه‌هاي مختلف، در زمينه توليد علم در منطقه و جهان صاحب جايگاه شده‌ايم و اگر چه نتوانسته‌ايم در همه‌ي زمينه‌ها علم را به فناوري تبديل كنيم اما آن‌جا كه اراده‌اي محكم وجود داشته ‌است توانسته‌ايم با انسجام كافي ثمره علم و دانش داخلي را در توليد محصولات فناورانه بچينيم. نمونه‌هاي آن فناوري هسته‌اي و صنايع هوا - فضا است. صنايعي كه دست بر قضا از پيشروترين صنايع و فناوري‌هاي دنيا به‌شمار مي‌رود. اما كشوري كه در اين صنايع دنيا را به حيرت و واكنش وادار نموده است، در بسياري ديگر از علوم كه نيازهاي جامعه را مي‌تواند برآورده كند هنوز به‌قدر كافي پيشرفت ننموده است. ما در بسياري از علوم از مزيت‌هاي نسبي مانند تعداد زياد نخبگان و دانش‌آموختگان برجسته و بازار مصرف ملي و منطقه‌اي مناسب برخوردار هستيم ولي از آن‌ها غفلت كرده‌ايم و نمونه‌ آن صنايع الكترونيك است كه هم دانش‌آموختگان آن در كشور فراوان هستند و هم بازار مصرف آن در داخل و خارج فراهم است اما شوربختانه با اين همه دانش‌آموخته و نخبه در اين زمينه عالم بي‌عمل شده‌ايم و زنبور بي‌عسل.

آري دانش بومي مهم‌ترين ابزار براي توليد داخلي است؛ دانشي كه نتيجه پژوهش بر مبناي نيازهاي جامعه باشد. اما چرا با اين كه توانسته‌ايم در توليد دانش صاحب جايگاه شويم، در فناوري جايگاهي ندريم؟ چرا در تربيت مهندس مقام داريم اما در توليدات مهندسي بي مقام؟ پاسخ روشن است چون نه توليد علم و نه تربيت مهندس بر مبناي نيازهاي جامعه ما نبوده است ما علم را در مرزهاي دانش توليد كرده‌ايم و چون اين دانش در جامعه به‌كار گرفته نشده است مهندسي تعطيل و مهندسان بيكار شده‌اند. به راستي اگر توليد علم ما در مرزهاي دانش نباشد، چه اتفاق مهمي در كشور رخ خواهد داد؟ وقتي علمي كه توليد مي‌كنيم در اختيار ما نيست و نمي‌توانيم از آن استفاده كنيم به چه كار آيد علم؟؟؟ آيا بهتر نيست علمي توليد كنيم كه دردي از جامعه را درمان و مشكلي از مشكلات مملكت را حل كند؟ عجيب است كه توليد علم ما در مرزهاي دانش است ولي بازار ما پر از محصولات بنجل، رده چندم و بي‌كيفيت كشورهايي است كه بهترين محصولات خود را روانه بازارهاي اروپا و امريكا مي‌كنند. مثال بسياري از دانشمندان ما مثال اديب و شاعري است كه از لگدمال شدن گل‌هاي باغچه‌اش زير چكمه دشمن مرثيه مي‌سرايد، اما ناله كودكان و زنان و مرداني كه در يورش دشمن، بي‌خانمان شده و در خون خود غلتيده‌اند را نمي‌شنود.

جامعه‌ي علمي ما بر اساس نياز امروز بايد دانش بومي توليد كند و نيك مي‌دانيم براي اين توليد نيازمند حمايت است. بياييد توليد مقاله براي ژورنال‌ها و بايگاني كتابخانه‌ها را به فرصتي ديگر موكول كنيم و براي نياز امروز جامعه كه توليد و اشتغال است، به توليد دانش همت كنيم. جامعه‌اي كه زير بار تورم و ركود اقتصادي كمر خم كرده است به توليد علم در مرزهاي دانش نياز ندارد. در جامعه‌اي كه نوسانات ارز در آن نان و آب مردم را از دستشان مي‌گيرد از كدام مرز دانش مي‌شود سخن گفت؟

مرز دانش اين مردم هزاران قلم احتياجات روزمره آن‌هاست كه در غفلت مديران و دانشمندان و صنعتگران از آن سوي مرزها پا به خانه‌ها و زندگي مردم نهاده است و با اندك نوسان قيمت در بازار ارز، زلزله بر زندگي‌شان مي‌اندازد. مرز دانش اين مردم ميليون‌ها جوان دانش‌آموخته بيكار و جوياي كاري است كه اميد به يك زندگي مناسب را در خود به ياس تبديل مي‌كنند تا ما كالاي بنجل يا لوكس ديگر كشورها را زينت زندگي‌هاي‌مان كنيم و در حركتي ناباورانه براي آن سوي مرزها هم دانش و هم اشتغال ايجاد كنيم. دانش و اشتغال را به رايگان ارزاني كنيم و محصول آن را به گراني از دست دادن ذخايرمان خريداري نماييم و با هر تكاني در قيمت ارز و نفت بر خود بلرزيم و با هراس، قيمت‌هاي بازار را با ميزان دستمزدهاي‌مان مقايسه كنيم.

بياييد تا گراني و ركود و تورم و مصرف‌زدگي قلم و كاغذ را از دست‌مان نگرفته است هر يك از ما به سهم خود براي اين همه مشكل كه در جامعه موج مي‌زند كار عالمانه‌اي انجام دهيم. بياييد فقط راوي و منتقد قصه تلخ واردات دسته بيل و كفن نباشيم. بياييد فقط مرثيه‌خوان كاشت هندوانه و گوجه و خيار در دشت‌هاي نشست كرده‌ي بي‌آب نباشيم. بياييد فقط وارث درياچه‌ها و تالاب‌هاي خشكيده و سدهاي بي‌آب نباشيم. بياييد عالم وارث پيامبران باشيم؛ پيام‌آور شكوه و رونق اقتصادي كشور در سايه‌ي حكمت و دانش.

اگر قرار است به‌جاي خريد كالاي خارجي با سرمايه ملي، با دانش بومي محصول داخلي توليد كنيم بايد دست‌كم زيرساخت‌هاي توليد دانش بومي شكل بگيرد. براي ايجاد گفتمان اقتصادي، ايجاد فضاي پژوهشي مناسب لازم است فضايي كه در گام نخست با افزايش بودجه‌هاي پژوهشي و نظارت بر انجام صحيح پژوهش‌هاي كاربردي و واقعي ممكن خواهد شد. كشور در صنعت، كشاورزي و اقتصاد نيازمند تحول اساسي است و اين تحول صورت نخواهد گرفت مگر بر مبناي دانش.

توليد بدون دانش، مطالعه و بررسي لازم محكوم به شكست است. حاصل توليد بدون دانش، كالاها و تجهيزات بي‌كيفيتي مي‌شود كه جان انسان‌ها و سلامت جامعه را به خطر مي‌اندازد. بهترين و ناب‌ترين ايده‌ها و پژوهش‌ها در گردهم‌آيي‌ها، سمينارها و كنفرانس‌ها شكل مي‌گيرد. يك كنفرانس اگر از مبناي درستي برخوردار باشد موتور پژوهش‌هاي واقعي را در جامعه روشن مي‌كند. وقتي جامعه نيازمند پژوهش‌هاي صنعتي و كاربردي صحيح است، بايد در كنار افزايش بودجه‌هاي پژوهشي، كنفرانس‌ها و گردهم‌آيي‌هاي متخصصان را تقويت كنيم تا دانش مورد نياز جامعه در يك فضاي رقابتي علمي توليد شود. اگر دانش مورد نياز جامعه در كنفرانس‌ها ارايه شود، صندلي‌هاي برگزاري كنفرانس‌ها مملو از صنعت‌گراني خواهد بود كه براي ايجاد ارزش افزوده‌ي بيشتر حاضر هستند رنج ساعت‌ها آموزش را بر خود هموار كنند. بايد از تجربه‌هاي موفق كنفرانس مهندسي برق ايران درس گرفت و آن را الگويي براي پژوهش‌هاي كاربردي قرار داد.


سخن آخر اين كه؛ سرمايه براي توليد، حفظ و بازتوليد خود نيازمند دانش است. حمايت از توليد داخلي، فرصتي است كه با نصب بنر و طرح در سخنراني حفظ نخواهد شد.

***

()